شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
461
نفثة المصدور ( فارسى )
سقّاط « 1 » - 25 / 5 شمشيرى كه در پس ضريبه افتد ، يعنى مقطوع را بريده به زمين يا پس مقطوع رسد . « منتهى الأرب » ، و با تفاوتى در عبارت ، « الصّراح من الصّحاح » و « شرح قاموس » . سلب - 103 / 12 هرچه بر تن انسان از جامه باشد « سلب » است . از « المغرب فى ترتيب - المعرب » و « المصباح المنير » . سلخ محرّم - 104 / 3 سلخ : آخر روز از ماه . « مقدّمة الأدب » ، آخر ماه « 2 » . « كنز اللّغة » ، پوست بازكردن و پوست كندن . از « مقدّمة الأدب » ، بيرون آوردن چيزى از چيزى . از « ترجمان القرآن » . محرّم : حرام كرده شده ، حرمت داشته . « كنز اللّغة » . ماه محرّم . « مقدّمة الأدب » . ( بسبب حرمت قتال در اين ماه بهنگام وضع اين نام ) . سلخ محرّم : پوست بازكردن ناروا و حرام . ( چه در شرع مقدّس اسلام پوست بازكردن ( : پوست كندن ) آدمى كارى است سخت ناروا و
--> ( 1 ) - اين كلمه در « أساس البلاغة » و « لسان العرب » و « صحاح اللغة » و « أقرب الموارد » و « البستان » بتشديد « قاف » و در « منتهى الأرب » و « محيط المحيط » ، بتخفيف و در « القاموس - المحيط » و « شرح قاموس » و « تاج العروس » و « معجم متن اللغة » ، بتخفيف و تشديد ، هر دو آمده است . ( 2 ) - در « شرح بيست باب ملا مظفر » ، باب دوم ، در معرفت ايام اسابيع و تواريخ مشهوره ، ص 13 ( در اصل شمارهء صفحه ندارد ) آمده است : « . . . و روز سىام ( هر ماه ) را سلخ گويند كه مستعار است از بيرون آوردن گوسفند از پوست ، چه در آن روز ، ماه البته از زير شعاع آفتاب بيرون مىآيد . . . »